امتیاز 43/5 مرتبه‌ای بورس تهران

گروه بورس، محبوبه مغانی: در گزارش اداره آمار و اطلاعات معاونت بازار شرکت بورس اوراق بهادار تهران که روز گذشته منتشر شد، آخرین نسبت قیمت به درآمد بورس تهران اعلام شد.
در این گزارش میانگین نسبت قیمت به درآمد (P/E) بازار سهام در 31 شهریور‌ماه امسال با توجه به ارزش بازار معادل 321 هزار میلیارد تومان و سود پیش‌بینی‌ شده 592 هزار و 36 میلیارد ریالی 287 شرکت حاضر در بورس تهران، 43/5 مرتبه‌عنوان شده است. با کاهش ارزش 8/14 درصدی بورس تهران از ابتدای سال جاری تا پایان شهریورماه، نسبت P/E بورس تهران نیز از تعدیل منفی 24 درصدی برخوردار شد. این نسبت در ابتدای سال 1/7 مرتبه و در مردادماه 76/5 مرتبه بوده است.
بر‌اساس این گزارش؛ متوسط نسبت قیمت به درآمد (P/E) صنایع بورسی حاکی از آن است که از بین 35 صنعت حاضر در بورس اوراق بهادار تهران، پنج صنعت از متوسط قیمت به درآمدی کمتر از 5 مرتبه و هشت صنعت بیش از 10 مرتبه برخوردارند. همچنین مابقی صنایع نیز دارای P/E بین 5 تا 10 هستند.
 



از میان صنایعی که نسبت قیمت به عایدی بالای 10 مرتبه دارند می‌توان به سه صنعت منسوجات، محصولات چوبی و صنعت ساخت رادیو، تلویزیون و دستگاه‌ها و وسایل ارتباطی اشاره کرد که نسبت قیمت به عایدی آنها بیش از 20 است. از سوی دیگر پایین ترین میزان نسبت P/E به صنعت شرکت‌های چند‌رشته‌ای صنعتی میانگین P/E (معادل 5/3 مرتبه) تعلق دارد. گروه محصولات غذایی و آشامیدنی به‌جز قند و شکر با 86/3 مرتبه، سیمان، آهک و گچ با 71/4 مرتبه، بانک‌ها، موسسات اعتباری و سایر نهادهای پولی با 88/4 مرتبه و مخابرات با 89/4 مرتبه دیگر صنایع بورسی هستند که از کمترین نسبت‌های P/E در میان سایر صنایع بورسی برخوردارند.


در حالی این گزارش از سوی اداره آمار و اطلاعات شرکت بورس تهران اعلام شده است که معاملات سهام برخی از شرکت‌ها به‌رغم برخورداری از P/E بالا از اقبال بیشتری از سوی فعالان بازار سرمایه برخوردار است. اما به رغم انتظار موجود از شرکت‌ها و صنایع برخوردار از P/E پایین، معاملات در سهام این شرکت‌ها با رونق چندانی در بین فعالان بازار سرمایه مواجه نیست. بر این اساس به نظر می‌رسد که بازار بدون توجه به ریسک این صنایع برخوردار از P/E بالا به معامله سهام آنها می‌پردازد. در این راستا تلاش شد تا در گفت‌وگو با یکی از فعالان حقوقی بازار سرمایه به بررسی این مساله پرداخته شود.


توجه بازار به P/E تحلیلی نه اسمی شرکت‌ها
مدیرعامل شرکت سرمایه‌گذاری بازنشستگي كاركنان بانك‌ها (سكاب) در برابر این سوال که به‌رغم پایین بودن P/E برخی از شرکت‌ها، چرا اقبالی به آنها برای خرید وجود ندارد؟، اظهار کرد: همواره پایین بودن پی بر ‌ای از دو مساله نشات می‌گیرد که اولی نرخ بازده بدون ریسک و دومی صرف ریسک بازار است. در حال حاضر هم بازده بازار رقیب بدون ریسک بالا است و هم ریسک عمومی بازار به علت عواملی چون رکود اقتصادی و همچنین مساله تحریم‌ها بالا است.

به گفته وی، معمولا پی بر ‌ای پایه بازار از رقم یک تقسیم بر بازده بدون ریسک به‌دست می‌آید که اگر یک را تقسیم بر 23درصد نرخ بدون ریسک کنیم، عدد 3/4 به‌دست می‌آید که با پی بر ‌ای بازار سازگار است.
مهدی قلی‌پور نکته دیگر را تفاوت قائل شدن بین پی بر ‌ای اسمی و پی بر ‌ای تحلیلی عنوان و تصریح کرد: سرمایه‌گذاران معمولا با پی بر ‌ای اسمی تابلو کاری ندارند و پی بر ‌ای تحلیلی را محاسبه می‌کنند که از تقسیم قیمت بر سود هر سهم مورد انتظار است و نه بودجه شرکت.

وی ادامه داد: در حال حاضر سود برآوردی بسیاری از شرکت‌های فعال در صنایع اصلی بازار نسبت به سال قبل و بعضا نسبت به بودجه‌ها کمتر به‌دست می‌آید؛ شاید این مهم‌ترین‌ دلیل برای پایین آمدن پی بر ‌ای اسمی سهام باشد.

مدیرعامل شرکت سرمایه‌گذاری بازنشستگي كاركنان بانك‌ها در ادامه اظهارات خود به بالا بودن P/E برخی از صنایع مانند خودرو در برخی مواقع اشاره کرد که در این شرایط از گردش معاملات بالایی برخوردارند. بر این اساس وی ابراز کرد: معمولا پی بر ‌ای بالا برای شرکت‌هایی است که انتظار می‌رود سود اولین و دومین سال مالی پیش رو بیشتر از سود اعلامی شرکت باشد و برعکس این قضیه نیز صادق است؛ البته مشروط به قیمت‌گذاری صحیح بازار. در این حالت معامله‌گران روی سهامی متمرکز می‌شوند که به علت امکان افزایش بسیار زیاد سودهای آتی امکان کسب بازده مناسب را می‌دهند و بنابراین حجم معاملات هم بالاتر می‌رود.

وی ادامه داد: هر‌چند پی بر ‌ای بالا در هر حال متضمن تحمل ریسک بالاتر برای سرمایه‌گذاران است و بخش خاصی از معامله‌گران که کمتر ریسک‌گریز هستند را جذب می‌کند.

قلی‌پور در بیان دلایل تفاوت این صنایع با صنایعی مانند فولاد و سیمان، عنوان کرد: تفاوت صنعت خودرو با صنعت فولاد و سیمان نیز دقیقا از همین جا نشات می‌گیرد. شرکت‌های فعال در این دو صنعت اخیر معمولا صورت‌های سود و زیان ساده‌ای دارند و انتظار نمی‌رود که سود محقق تفاوت فاحشی با بودجه اعلامی داشته باشد. هر‌چند دلایل بنیادی بسیاری برای عدم اقبال سرمایه‌گذاران به صنعت سیمان و تا حدودی فولاد وجود دارد که خود به بحث مفصلی نیاز دارد.

وی درخصوص تاثیر کاهش نرخ بهره بر امکان افزایش P/E بازار، تصریح کرد: در صورتی که نرخ بهره واقعی کاهش یابد (که خود متاثر از تورم و صرف ریسک عمومی بازار است)، قطعا پی بر ‌ای بازار افزایش می‌یابد. به‌عنوان مثال اگر فرض کنیم تا پایان سال نرخ بهره سالانه متاثر از تورم به 20درصد کاهش یابد، انتظار می‌رود که پی بر ‌ای متوسط غیر وزنی بازار به مقدار 5 برسد یعنی امکان افزایش 16 درصدی در سطح عمومی قیمت‌های سهام وجود خواهد
داشت.

مدیر‌عامل سکاب در بررسی نقدشوندگی سهام شرکت‌هایی مانند مخابرات که سهام شناور پایینی دارند، گفت: سهام شناور محاسبه‌شده توسط بورس لزوما تعیین‌کننده نقد‌شوندگی نیست و در واقع به میزان سهام قابل معامله و اندازه شرکت بستگی دارد. در این شرکت‌ها بیشتر مشکل ناشی از محدودیت‌های معاملاتی از جمله حجم مبنا است.

در توصیه خود در مورد افزایش سهام شناور این گروه از شرکت‌ها ابراز کرد: مقررات شرکت بورس برای داشتن حداقل‌های سهام شناور به اندازه کافی مناسب وجود دارد؛ در واقع مشکل بعد از پذیرش شرکت‌ها در بورس به‌وجود می‌آید؛ چرا‌که ممکن است در طول زمان این میزان سهام به علت خروج سرمایه‌گذاران کاهش یابد.

بر این اساس قلی‌پور پیشنهاد کرد: باید بورس در مورد شرکت‌های پذیرفته‌شده و شرکت‌های جدید دستورالعمل‌هایی برای رعایت حداقلی عرضه عمومی سهام توسط سهامدار عمده داشته باشد؛ البته این مساله مستلزم یک بازار با شرایط عادی است و اکنون شرایط بازار این اجازه را نمی‌دهد. اگر در شرکت‌های بزرگ مثل مخابرات 5 درصد سهام واقعا توسط عموم خریداری می‌شد، مشکلی به وجود نمی‌آمد.
با این حال وی معتقد است که دلیل عمده مشکل نقدشوندگی شرکت، محدودیت‌های بازار از قبیل حجم مبنا و دامنه نوسان است.

وی که در حال حاضر امکان افزایش سهام شناور شرکت‌ها در قیمت‌های فعلی را بعید می‌داند، عنوان کرد: سرمایه‌گذاران در قیمت‌های جذاب قطعا سهام را می‌خرند و اگر قیمت‌ها به نرخ‌های مناسب برسند و سهامداران عمده با توصیه بورس در این قیمت‌ها عرضه کنند، مشکل می‌تواند طی یک دوره دو ساله حل شود.

مدیرعامل شرکت سرمایه‌گذاری بازنشستگي كاركنان بانك‌ها در مورد سرمایه‌گذاری در سهام شرکت‌هایی که از سهام شناور بالایی برخوردارند؛ اما این سهام شناور از سوی سهامدار عمده مدیریت نمی‌شود، عنوان کرد: با در نظر گرفتن شرایط فعلی بازار قطعا رابطه معناداری میان سهام شناور و سهامداران عمده شرکت‌ها مشاهده نمی‌شود. به نظرم مدیریت توسط سهامدار عمده می‌تواند به معنی دستکاری در بازار باشد.

وی در این میان نکته حائز اهمیت را توسعه رکن بازارگردان که به چند شکل و در چند مقیاس در بازارهای توسعه یافته وجود دارد، ذکر کرد.

وی البته این موضوع را نیازمند یک بازار با شرایط نرمال عنوان کرد و گفت: بورس باید مشوق‌هایی در این زمینه ارائه کند از قبیل رفع محدودیت‌های معاملاتی و ارائه مجوزهای بازارگردانی خرد و بلوک. با این محدودیت‌ها امکان اینکه بازارگردان‌ها ورشکست شوند وجود دارد؛ اما اگر محدودیت معاملات حذف شود، بالاخره بازارگردان در یک قیمت قطعا خریدار و در یک نرخ فروشنده می‌شود و با تحلیل کسب‌و‌کار بازارگردانی نقد‌شوندگی بازار را افزایش می‌دهد.

در این راستا قلی‌پور عنوان کرد: به نظرم مساله بازارگردانی در بازار باید در روزهای عادی بازار پیگیری می‌شد نه اینکه در بحران بازار تازه به فکر توسعه این رکن بسیار مهم بازار باشیم.

بر این اساس وی پیشنهاد کرد که با یک برنامه پنج ساله می‌توان این رکن بازار را ایجاد و توسعه داد، چرا‌که بعضا سهامدار عمده اصولا انگیزه نداشته یا اهمیتی به وضعیت بازار سهامش نمی‌دهد. از سوی دیگر ممکن است یک شرکت چند سهامدار عمده داشته باشد که گاه منافعشان یکسان نباشد.

بخش نظرات اين مطلب

_________________________________________________________________________________________
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی